• جنگ خان ها

  • بانوی محبوب

  • جنگ های فضایی

صفحه 1 از 14 12311 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 139

موضوع: تاپیک جامع طنز

  1. Top | #1

    امتیاز: 880 ، سطح: 7
    پیشروی سطح: %65 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 70
    فعالیت کل: %0
    امتیاز
    880
    سطح
    7
    تشکر دریافتی
    105 بار در 33 پست
    نوشته ها
    1,150
    دستاورد ها:
    مشاورسه ماه فعالیت500 امتیاز

    تاپیک جامع طنز

    مطالب طنز رو در این تاپیک بزارید.
    توهین به اقوام، مذاهب، و همچنین مطالب سیاسی ممنوع است.
    I heard there was a secret chord. That David played and it pleased the Lord But you don't really care for music, do you?

  2. 6 کاربر از DarkArmy عزیز برای این پست تشکر کرده اند:

    AMIR.BEYKHAN (06-10-2013),arazkuchulu (11-06-2013),mostafa1988 (01-04-2014),moytay (04-03-2014),mrramin (09-05-2016),SaeedRelax (09-09-2016)

  3. Top | #2

    امتیاز: 366 ، سطح: 4
    پیشروی سطح: %16 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 84
    فعالیت کل: %1.0
    امتیاز
    366
    سطح
    4
    تشکر دریافتی
    10 بار در 7 پست
    نوشته ها
    227
    دستاورد ها:
    سه ماه فعالیت200 امتیاز

    پاسخ : تاپیک جامع طنز

    حافظ

    اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
    به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را

    صائب تبریزی

    اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
    به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
    هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
    نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

    شهریار

    اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
    به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
    هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
    نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
    سر و دست و تن وپا را به خاک گور می بخشند
    نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

    فاطمه دریایی

    اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
    خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
    نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
    مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
    و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلأ
    که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
    نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
    فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را.....؟؟؟


  4. 2 کاربر از the-king1- عزیز برای این پست تشکر کرده اند:

    حدیث (10-30-2014),tesetese (01-13-2014)

  5. Top | #3

    امتیاز: 494 ، سطح: 5
    پیشروی سطح: %44 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 56
    فعالیت کل: %0.3
    امتیاز
    494
    سطح
    5
    تشکر دریافتی
    95 بار در 32 پست
     
    نوشته ها
    1,280
    دستاورد ها:
    دوستیمشاور200 امتیازسه ماه فعالیت

    پاسخ : تاپیک جامع طنز


    در این نوشتار می خواهیم به شما راه هایی را آموزش دهیم که بتوانید مراسم خواستگاری تان را خراب کنید! طوری که اگر دختر هستید، داماد آینده، فراری شود و اگر پسر هستید، عروس آینده از این که فکر زندگی با شما را به سرش راه داده به خودش لعنت بفرستد. این راه ها ردخور ندارد؛ تضمینی است و همه آنها که پیش تر امتحان شان کرده اند هنوز هم در خانه پدر و مادرشان هستند و نتوانسته اند ازدواج کنند!


    روش های بر هم زدن مراسم خواستگاری برای پسران جوان

    هر چند کلمه که حرف می زنید یک بار بادگلو کنید و بدن تان را بخارانید. این حرکت حتما تاثیر بدی بر دیگران می گذارد.

    اگر روش قبلی موثر واقع نشد. از فرمول "جوراب های جادویی" استفاده کنید. بگذارید جوراب های تان یک هفته نشسته باقی بماند.

    شب ها هم آنها را توی کتانی های ورزشی بچپانید و شب خواستگاری همان ها را بپوشید تا همه خانه بوی باقلی پخته بگیرد!

    حتما شام بمانید حتی اگر سکوت سنگین و حرف ها، تمام شد شما همچنان بنشینید و لبخند بزنید و سرتان را تکان بدهید. بالاخره یکی از اعضای خانواده عروس خسته می شود و از جا بر می خیزد و این لحظه همان بزنگاهی است که باید بگویید "راضی به زحمت نیستیم... شام چرا... حالا وقت هست..." این طوری آنها ناچار می شوند به شما تعارف کنند و شما با کمال میل تعارف شان را می پذیرید.

    جوری به خواستگاری بروید که انگار قبیله ای به خانه عروس حمله کرده است. همیشه زیاد باشید. قشون کشی کنید. هشت و نه نفر برای خواستگاری، عدد ناچیزی است اصلا نباید روی کمتر از ۱۵ نفر حساب کنید.

    در خواستگاری بچه ها را با خود ببرید و برای آنکه شوق تان را به بچه داشتن نشان بدهید با آنها بازی کنید مثلا یک مسابقه وسطی ترتیب بدهید یا گرگم به هوا بازی کنید.

    بدلباس باشید یکی از بهترین شیوه های بدلباسی این است که جوراب های تان را روی پاچه شلوارتان بکشید.

    به کسی فرصت صحبت کردن ندهید. دائما از محاسن تان حرف بزنید و گاهی رو کنید به اعضای خانواده و تائیدشان را بگیرید. روش دیگر این است که هیچ حرفی مربوط به خودتان نزنید. اما یک لحظه هم دهان تان را بسته نگه ندارید؛ از سیاست، از اقتصاد، از علم، از هوا، از تاریخ و... حرف بزنید حتی می توانید خاطره تعریف کنید.

    عروس را با یکی از دخترهای مجرد فامیل مقایسه کنید. مثلا همین که چایی آورد به مادرتان بگویید "شبیه دخترعمه ام نیست؟"

    همیشه اسم عروس را اشتباه بگویید مثلا اگر اسمش فرزانه است هر بار با اسمی تازه صدایش کنید! "ببخشید افسانه خانم..."، "راستی ملیسا خانم..."، "شیوا خانم می خواستم بگویم که..." و...

    گربه را دم حجله بکشید. وقتی عروس بالقوه، پرسید سهم مشارکت احتمالی تان در کارهای خانه چقدر است ناگهان ابرو در هم بکشید، نیم خیز شوید و صدای تان را بلند کنید و بگویید "شما بپزید من می خورم، شما بشویید و بسابید، من استراحت می کنم و اگر شاغل هستید، حقوق تان را هم بدهید من خرج کنم!"

    صدای مهمان ها را ضبط کنید و از همه عکس بگیرید و از جلسه خواستگاری و شروطی که مطرح می شود، یادداشت بردارید و دست آخر، برای اینکه خانواده عروس در آینده شرط ها را تغییر ندهند بگویید پای برگه را امضا کنند و برای اینکه صداهای ضبط شده شان را هم بشناسید بگویید هر نفر یکبار نام و سنش را اعلام کند.

    کفش هایتان را لنگه به لنگه بپوشید تا ثابت کنید دست و پا چلفتی هستید و نمیشود روی شما برای زندگی مشترک حساب کرد.

    تا آنجا که می توانید بخورید. توی این گرانی، شاید تا سال ها وسعتان نرسد خیلی از میوه ها را بخورید.

    از فن "در گوشی فامیلی" استفاده کنید. در این فن، شما و خانواده تان باید طوری وانمود کنید که انگار با خانواده عروس قهرید پس فقط بین خودتان درگوشی حرف بزنید و اعضای خانواده عروس را توی بحث های تان راه ندهید.

    دائما با تلفن همراه تان پیامک بزنید و اگر کسی زنگ زد پاسخ بدهید و بلند بلند با او خوش و بش کنید.

    حتما، حتما، حتما، گل میخک بگیرید و بی خیال گل رز قرمز شوید و خودتان با برگ کاج تزئینش کنید و با نخ جعبه شیرینی ببندیدش.







    روش های بر هم زدن مراسم خواستگاری برای دختران جوان

    هنوز سلام و علیک تمام نشده سر صحبت درباره مهریه را باز کنید و بگویید که شما جد اندر جد، مهریه را سنگین می گیرید و این رسم خانوادگی تان است و همه دخترهای فامیل تان همین کار را کرده اند. برای این که کسی شک نکند چند تا مثال هم ردیف کنید مثلا بگویید "همین پارسال دخترعموی مامانم ازدواج کرد با ۴۰۰۰ سکه، آبجی خودم مهرش ۵۰۰۰ تا بود... حالا دو هزار تای ناقابل که چیزی نیست."

    برای شما چه اهمیتی دارد که داماد بالقوه در صورت موافقت با مبلغ مهریه تان، به زندانی بالقوه، تغییر نام می دهد؟

    وقتی چایی آوردید و همه مشغول خوردن شدند و به به و چه چه کردند بگویید رمال توی پارک که امروز دیده اید کارش حرف ندارد چون این لحظه را پیش بینی کرده و راست گفته که اگر توی قوری تف کنید مهر و محبت خانواده داماد به شما چند برابر بـیـشتـر می شود.

    از دامـاد و تـک تک اعـضای خـانواده اش بپرسید متولد چه ماه و سالی هستند. بعد کشف کنید که آنها در تقویم چینی نماد چه حیواناتی هستند و مطمئن باشید هیچ وقت ممکن نیست نماد سال شما، با نماد سال بقیه کاملا همخوانی داشته باشد و با چنین اعتقادی چگونه می توانید در کنار آنها با صلح و صفا زندگی کنید. فرضا شما متولد سال موش باشید. موش که نمی تواند با خانواده ای که یک اژدها، دو تا خوک، یک سگ، دو تا گربه و یک گاو دارد، زندگی کند!

    از همان ابتدا که خانواده داماد آمدند و گل ها و شیرینی ها را تحویل گرفتید، همین که آنها خواستند سر صحبت را باز کنند لبخند ملیحی بزنید و الکی بگویید قصد ازدواج ندارید و می خواهید درس بخوانید. این طوری هم باکلاس تر است و هم تا ابد بی شوهر می مانید.

    خودتان را کاملا متفاوت با آنچه هستید نشان دهید و اصلا فکرش را هم نکنید که بالاخره روزی طرف مقابل از نشانه ها متوجه می شود شما کلک می زده اید.

    اگر زیاد غذا می خورید، بگویید کم خوار هستید. اگر دیر می خوابید بگویید سر شب خواب تان می گیرد. اگر ترجیح می دهید در روزهای تعطیل روی کاناپه جلوی تلویزیون لم بدهید بگویید همه روزهای تعطیل، آفتاب نزده در کوه هستید.

    سیر بخورید و دائما اظهار نظر کنید، حتی وقتی نظرتان را نخواسته اند. توی استکان ها، کیسه چای بگذارید و بگویید برای تان سخت بوده چای دم کنید.

    حتی یک لحظه به نگون بختی که به خواستگاری تان آمده اعتماد نکنید. همان اول کار به داماد بالقوه بگویید "پسورد ایمیل های تان را می خواهم..." واکنش احتمالی او از دو حالت بیشتر نیست.

    اول این که می گوید "متاسفم اما پسورد من محرمانه و شخصی است" در این صورت شما بر می آشوبید و می گویید "کاملا مشخص شد با اینترنت چه می کنید!"

    واکنش دوم این است که او سرخ و سفید شود و مثل قاتلانی که اعتراف می کنند رمز عبورش را روی کاغذ بنویسد و به شما بدهد. آن وقت شما به اتاق دیگر می روید و به اینترنت وصل می شوید و صندوق پستی الکترونیک او را بررسی می کنید و هر از گاه می گوید "خدای من! اینها چیست؟ اینها کی هستند؟"

    بعد از رسیدن خواستگارها به خانه بیایید. بی حوصله سلام و علیک کنید و بعد یا بروید توی اتاق تان و دراز بکشید و بخوابید یا گوشه اتاق بنشینید و تلویزیون تماشا کنید و هر از گاه لبخندی به حضار بزنید و بگویید "هیس
    گناه عاشقی پای شما نیست
    دل غمدیده هم سهم شما نیست
    من از لیلی شدن ترسی ندارم
    ولی مجنون شدن کار شما نیست...




  6. 2 کاربر از M20N.5HiN3 عزیز برای این پست تشکر کرده اند:

    حدیث (08-07-2014),rezajoooon (09-24-2014)

  7. Top | #4

    امتیاز: 789 ، سطح: 7
    پیشروی سطح: %20 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 161
    فعالیت کل: %0
    امتیاز
    789
    سطح
    7
    تشکر دریافتی
    577 بار در 341 پست
    نوشته ها
    1,059
    دستاورد ها:
    دوستیسه ماه فعالیت500 امتیاز

    پاسخ : تاپیک جامع طنز

    اموزش خوبی بود برا دخترا
    فقط فعل معکوس بکار رفته بود که نگن دخترا هول هستن
    البته اگه تو این قحطیه شوهر خواستگاری پیدا بشه براشون
    آفرین پسر تا آخر عمرت ساکت شو
    ***
    وقتی نمیتونن جوابت رو بدن و ثابت کردی تخلف میکنن میان و پستت رو پاک میکنن
    متشکرم خدایا بابت آفرینش این مخلوقات
    حواست باشه ادمین ارشد اکانتت رو ندزده برنامه امشب سیرک های مدمو

  8. Top | #5

    امتیاز: 366 ، سطح: 4
    پیشروی سطح: %16 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 84
    فعالیت کل: %1.0
    امتیاز
    366
    سطح
    4
    تشکر دریافتی
    10 بار در 7 پست
    نوشته ها
    227
    دستاورد ها:
    سه ماه فعالیت200 امتیاز

    پاسخ : تاپیک جامع طنز

    چیز خیلی باحالی بود دمت گرم


  9. Top | #6

    امتیاز: 355 ، سطح: 4
    پیشروی سطح: %5 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 95
    فعالیت کل: %0.3
    امتیاز
    355
    سطح
    4
    تشکر دریافتی
    113 بار در 63 پست
    نوشته ها
    308
    دستاورد ها:
    دوستیسه ماه فعالیت200 امتیاز

    پاسخ : تاپیک جامع طنز

    دختر خانم های عزیز نیازی به این کارا نیست همینجوریشم کسی نمیاد بگیرتتون

  10. Top | #7

    امتیاز: 322 ، سطح: 3
    پیشروی سطح: %72 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 28
    فعالیت کل: %0
    امتیاز
    322
    سطح
    3
    تشکر دریافتی
    7 بار در 6 پست
    نوشته ها
    1,404
    دستاورد ها:
    سه ماه فعالیت200 امتیاز

    پاسخ : تاپیک جامع طنز

    نقل قول نوشته اصلی توسط M20N.5HiN3 نمایش پست ها

    در این نوشتار می خواهیم به شما راه هایی را آموزش دهیم که بتوانید مراسم خواستگاری تان را خراب کنید! طوری که اگر دختر هستید، داماد آینده، فراری شود و اگر پسر هستید، عروس آینده از این که فکر زندگی با شما را به سرش راه داده به خودش لعنت بفرستد. این راه ها ردخور ندارد؛ تضمینی است و همه آنها که پیش تر امتحان شان کرده اند هنوز هم در خانه پدر و مادرشان هستند و نتوانسته اند ازدواج کنند!


    روش های بر هم زدن مراسم خواستگاری برای پسران جوان

    هر چند کلمه که حرف می زنید یک بار بادگلو کنید و بدن تان را بخارانید. این حرکت حتما تاثیر بدی بر دیگران می گذارد.

    اگر روش قبلی موثر واقع نشد. از فرمول "جوراب های جادویی" استفاده کنید. بگذارید جوراب های تان یک هفته نشسته باقی بماند.

    شب ها هم آنها را توی کتانی های ورزشی بچپانید و شب خواستگاری همان ها را بپوشید تا همه خانه بوی باقلی پخته بگیرد!

    حتما شام بمانید حتی اگر سکوت سنگین و حرف ها، تمام شد شما همچنان بنشینید و لبخند بزنید و سرتان را تکان بدهید. بالاخره یکی از اعضای خانواده عروس خسته می شود و از جا بر می خیزد و این لحظه همان بزنگاهی است که باید بگویید "راضی به زحمت نیستیم... شام چرا... حالا وقت هست..." این طوری آنها ناچار می شوند به شما تعارف کنند و شما با کمال میل تعارف شان را می پذیرید.

    جوری به خواستگاری بروید که انگار قبیله ای به خانه عروس حمله کرده است. همیشه زیاد باشید. قشون کشی کنید. هشت و نه نفر برای خواستگاری، عدد ناچیزی است اصلا نباید روی کمتر از ۱۵ نفر حساب کنید.

    در خواستگاری بچه ها را با خود ببرید و برای آنکه شوق تان را به بچه داشتن نشان بدهید با آنها بازی کنید مثلا یک مسابقه وسطی ترتیب بدهید یا گرگم به هوا بازی کنید.

    بدلباس باشید یکی از بهترین شیوه های بدلباسی این است که جوراب های تان را روی پاچه شلوارتان بکشید.

    به کسی فرصت صحبت کردن ندهید. دائما از محاسن تان حرف بزنید و گاهی رو کنید به اعضای خانواده و تائیدشان را بگیرید. روش دیگر این است که هیچ حرفی مربوط به خودتان نزنید. اما یک لحظه هم دهان تان را بسته نگه ندارید؛ از سیاست، از اقتصاد، از علم، از هوا، از تاریخ و... حرف بزنید حتی می توانید خاطره تعریف کنید.

    عروس را با یکی از دخترهای مجرد فامیل مقایسه کنید. مثلا همین که چایی آورد به مادرتان بگویید "شبیه دخترعمه ام نیست؟"

    همیشه اسم عروس را اشتباه بگویید مثلا اگر اسمش فرزانه است هر بار با اسمی تازه صدایش کنید! "ببخشید افسانه خانم..."، "راستی ملیسا خانم..."، "شیوا خانم می خواستم بگویم که..." و...

    گربه را دم حجله بکشید. وقتی عروس بالقوه، پرسید سهم مشارکت احتمالی تان در کارهای خانه چقدر است ناگهان ابرو در هم بکشید، نیم خیز شوید و صدای تان را بلند کنید و بگویید "شما بپزید من می خورم، شما بشویید و بسابید، من استراحت می کنم و اگر شاغل هستید، حقوق تان را هم بدهید من خرج کنم!"

    صدای مهمان ها را ضبط کنید و از همه عکس بگیرید و از جلسه خواستگاری و شروطی که مطرح می شود، یادداشت بردارید و دست آخر، برای اینکه خانواده عروس در آینده شرط ها را تغییر ندهند بگویید پای برگه را امضا کنند و برای اینکه صداهای ضبط شده شان را هم بشناسید بگویید هر نفر یکبار نام و سنش را اعلام کند.

    کفش هایتان را لنگه به لنگه بپوشید تا ثابت کنید دست و پا چلفتی هستید و نمیشود روی شما برای زندگی مشترک حساب کرد.

    تا آنجا که می توانید بخورید. توی این گرانی، شاید تا سال ها وسعتان نرسد خیلی از میوه ها را بخورید.

    از فن "در گوشی فامیلی" استفاده کنید. در این فن، شما و خانواده تان باید طوری وانمود کنید که انگار با خانواده عروس قهرید پس فقط بین خودتان درگوشی حرف بزنید و اعضای خانواده عروس را توی بحث های تان راه ندهید.

    دائما با تلفن همراه تان پیامک بزنید و اگر کسی زنگ زد پاسخ بدهید و بلند بلند با او خوش و بش کنید.

    حتما، حتما، حتما، گل میخک بگیرید و بی خیال گل رز قرمز شوید و خودتان با برگ کاج تزئینش کنید و با نخ جعبه شیرینی ببندیدش.







    روش های بر هم زدن مراسم خواستگاری برای دختران جوان

    هنوز سلام و علیک تمام نشده سر صحبت درباره مهریه را باز کنید و بگویید که شما جد اندر جد، مهریه را سنگین می گیرید و این رسم خانوادگی تان است و همه دخترهای فامیل تان همین کار را کرده اند. برای این که کسی شک نکند چند تا مثال هم ردیف کنید مثلا بگویید "همین پارسال دخترعموی مامانم ازدواج کرد با ۴۰۰۰ سکه، آبجی خودم مهرش ۵۰۰۰ تا بود... حالا دو هزار تای ناقابل که چیزی نیست."

    برای شما چه اهمیتی دارد که داماد بالقوه در صورت موافقت با مبلغ مهریه تان، به زندانی بالقوه، تغییر نام می دهد؟

    وقتی چایی آوردید و همه مشغول خوردن شدند و به به و چه چه کردند بگویید رمال توی پارک که امروز دیده اید کارش حرف ندارد چون این لحظه را پیش بینی کرده و راست گفته که اگر توی قوری تف کنید مهر و محبت خانواده داماد به شما چند برابر بـیـشتـر می شود.

    از دامـاد و تـک تک اعـضای خـانواده اش بپرسید متولد چه ماه و سالی هستند. بعد کشف کنید که آنها در تقویم چینی نماد چه حیواناتی هستند و مطمئن باشید هیچ وقت ممکن نیست نماد سال شما، با نماد سال بقیه کاملا همخوانی داشته باشد و با چنین اعتقادی چگونه می توانید در کنار آنها با صلح و صفا زندگی کنید. فرضا شما متولد سال موش باشید. موش که نمی تواند با خانواده ای که یک اژدها، دو تا خوک، یک سگ، دو تا گربه و یک گاو دارد، زندگی کند!

    از همان ابتدا که خانواده داماد آمدند و گل ها و شیرینی ها را تحویل گرفتید، همین که آنها خواستند سر صحبت را باز کنند لبخند ملیحی بزنید و الکی بگویید قصد ازدواج ندارید و می خواهید درس بخوانید. این طوری هم باکلاس تر است و هم تا ابد بی شوهر می مانید.

    خودتان را کاملا متفاوت با آنچه هستید نشان دهید و اصلا فکرش را هم نکنید که بالاخره روزی طرف مقابل از نشانه ها متوجه می شود شما کلک می زده اید.

    اگر زیاد غذا می خورید، بگویید کم خوار هستید. اگر دیر می خوابید بگویید سر شب خواب تان می گیرد. اگر ترجیح می دهید در روزهای تعطیل روی کاناپه جلوی تلویزیون لم بدهید بگویید همه روزهای تعطیل، آفتاب نزده در کوه هستید.

    سیر بخورید و دائما اظهار نظر کنید، حتی وقتی نظرتان را نخواسته اند. توی استکان ها، کیسه چای بگذارید و بگویید برای تان سخت بوده چای دم کنید.

    حتی یک لحظه به نگون بختی که به خواستگاری تان آمده اعتماد نکنید. همان اول کار به داماد بالقوه بگویید "پسورد ایمیل های تان را می خواهم..." واکنش احتمالی او از دو حالت بیشتر نیست.

    اول این که می گوید "متاسفم اما پسورد من محرمانه و شخصی است" در این صورت شما بر می آشوبید و می گویید "کاملا مشخص شد با اینترنت چه می کنید!"

    واکنش دوم این است که او سرخ و سفید شود و مثل قاتلانی که اعتراف می کنند رمز عبورش را روی کاغذ بنویسد و به شما بدهد. آن وقت شما به اتاق دیگر می روید و به اینترنت وصل می شوید و صندوق پستی الکترونیک او را بررسی می کنید و هر از گاه می گوید "خدای من! اینها چیست؟ اینها کی هستند؟"

    بعد از رسیدن خواستگارها به خانه بیایید. بی حوصله سلام و علیک کنید و بعد یا بروید توی اتاق تان و دراز بکشید و بخوابید یا گوشه اتاق بنشینید و تلویزیون تماشا کنید و هر از گاه لبخندی به حضار بزنید و بگویید "هیس
    یه بار یه همچین اتفاقی برای یکی از آشناهای ما افتاد .

    یه پسری زور زورکی آورده بودن خواستگاری اونم یه گل رز با یه عالمه از این برگایی تزئیینی درست کرده بود . شلوار و کت و پیراهن هیچ کدوم به هم نمیخورد کفشای در با داغون پوشیده بوده کفشاش در میاره جوراباش سوراخ بوده خلاصه وسط جلسه هم پا میشده به خودش کش و غوس میداده و نرمش میکرده ) بعد با اصرار زیاد پدر و مادر داماد میرن با هم حرف میزنن خواستگاری تموم میشه فردا میبینن یکی داره در میزنه درو باز میکنن میبینن خواستگار دیشبی تنها آمده خلاصه خیلی شیک چه گلیو چقدر با ادب دیگه هر چی معذرت خواهی میکنه توضیح میده دختره قبول نمیکنه ) بعد از اونم 2 3 بار دیگه هم میره ولی آخرش باز جواب نــه میشنوه )

    خلاصه وقتی میره با دختره حرف بزنه پشیومن میشه ) ولی ذیگه پشیمونی فایده نداشته تو طول خاستگاری هم اصلا به دختر نگاه نمیکرده
    Laugh for yesterday.Live for today.Pray for tomorrow.LOVE for always
    چیـــه بـــد نگـا میکنی

  11. Top | #8

    امتیاز: 355 ، سطح: 4
    پیشروی سطح: %5 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 95
    فعالیت کل: %0.3
    امتیاز
    355
    سطح
    4
    تشکر دریافتی
    113 بار در 63 پست
    نوشته ها
    308
    دستاورد ها:
    دوستیسه ماه فعالیت200 امتیاز

    پاسخ : تاپیک جامع طنز

    در راستای اینکه ازدواج یکی از مواردی است که امروزه خواب و خیال جوانان پاک و متین شده است، موارد زیر جهت اولین گام برای ازدواج توصیه می شود
    خواستگاری و روشهای آن

    1- مثل زمان ناصر الدین شاه ننه جون و بی*بی صغرای معروف و آبجی*جون و خاله اقدس و عمه کلثوم رو مثل گروه بازرسین سازمان ملل راهی خونه*های مردم کنیم تا دختر بیچاره اونارو با ذره بین کنکاش کنن و هزار و یک عیب روش بذارن و چای و میوه*ای خورده عزم را برای یافتن دختر شاه پریان جزم نمایند. و همینطور هی برن و هی بیان تا یکی رو اونا بپسندن و شما رو ببرن ببینیدش و تموم.

    2- مثل زمان محمدرضاشاه خودتون راه بیفتین توی خیابونای خلوت و تا از یکی خوشتون اومد بریدجلو و خیلی مودبانه باهش آشنا بشید و بعد دستش رو بگیرید ببرید توی یک کاباره و بعد از شنیدن ترانه*ای از مرضیه ازش درخواست ازدواج کنید و اونم یه لبخند شرم گینانه بزنه و بله رو بگه و بعدااگه دلتون خواست به ماما و پاپا بگین.



    3- مثل همین زمان رفتار کنین و برین دانشجو بشین و توی دانشگاه با یکی سر حرف رو باز کنید و بعد کم*کم ازش خوشتون بیاد و بعد براش نامه بنویسید و یواشکی بهش بدید و دلتون تاپ تاپ کنه و بعد هم بی*سروصدا عقد بشین و سر کلاس همش به هم نگاه کنید.



    4- مثل زمان آینده رفتار کنید و به دوست دخترتون بگین یک نفر براتون پیدا کنه و بعد همراه همون دوست دخترتون یه شاخه گل بخرید و برید خونه طرف و اگه ازش خوشتون اومد چه بهتر و گرنه واسه اینکه دلش نشکنه حداقل باهاش دوست بشید.



    5- روش خشن*تری هم هست که باید یک شیشه اسید بخرید و برید سر راه طرف و تهدیدش کنید که یا زنتون بشه یا شیشه اسیدو روی خودتون می*ریزید. ویا اصلا میشه هیچکدوم ازین دردسرا رو متحمل نشد و مثل آدم، مسیر عادی زندگی رو طی کرد.

  12. Top | #9

    امتیاز: 358 ، سطح: 4
    پیشروی سطح: %8 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 92
    فعالیت کل: %0.7
    امتیاز
    358
    سطح
    4
    تشکر دریافتی
    0 بار در 0 پست
    نوشته ها
    14
    دستاورد ها:
    دوستیسه ماه فعالیت200 امتیاز

    پاسخ : تاپیک جامع طنز

    عالی بود مرسی دوست عزیز

    گل نازم دلم تنگه نذاشتن پیش هم
    باشیم
    باید هر دو جدا از هم شریک درد و
    غم باشیم

    دلم تنگه واسه چشمات

    دلم تنگه گل نازم منم مثل تو
    دلگیرم

    میدونم عاقبت یک شب از این دلتنگی
    میمیرم

    دلم تنگه گل نازم نگی از تو جدا
    بودم

    اگه پرسیدن اون کی بود نگی من بی
    وفا بودم

    دلم تنگه واسه چشمات

    اهنگ گل نازم:مازیار فلاحی

  13. Top | #10

    امتیاز: 1,424 ، سطح: 10
    پیشروی سطح: %37 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 126
    فعالیت کل: %5.0
    امتیاز
    1,424
    سطح
    10
    تشکر دریافتی
    3,087 بار در 780 پست
     
    نوشته ها
    1,215
    دستاورد ها:
    سه ماه فعالیت1000 امتیاز

    پاسخ : تاپیک جامع طنز

    یارو زبونش می*گرفته،
    میره داروخونه می گه: آقا دیب داری؟
    کارمند داروخونه می گه:
    دیب دیگه چیه؟

    یارو جواب می ده: دیب
    دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.
    کارمنده می گه: والا ما
    تا حالا دیب نشنیدیم. چی هست این دیب؟

    یارو می گه: بابا دیب،
    دیب!
    طرف می*بینه نمی فهمه،
    می ره به رئیس داروخونه می گه.
    اون میآد می پرسه: چی
    می*خوای عزیزم؟
    یارو می گه: دیب!
    رئیس می پرسه: دیب دیگه
    چیه؟
    یارو می گه: بابا دیب
    دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.

    رئیس داروخونه می گه:
    تو مطمئنی که اسمش دیبه؟
    یارو می گه: آره بابا.
    خودم دائم مصرف دارم. شما نمی*دونید دیب چیه؟

    رئیس هم هر کاری می*کنه،
    نمی تونه سر در بیاره و کلافه می شه.
    یکی از کارمندای داروخونه
    میآد جلو و می گه: یکی از بچه*های داروخونه مثل همین آقا زبونش می*گیره.
    فکر کنم بفهمه
    این چی می*خواد. اما الان شیفتش نیست.

    رئیس داروخونه که خیلی
    مشتاق شده بود بفهمه دیب چیه، گفت: اشکال نداره. یکی بره دنبالش، سریع
    برش داره بیارتش.
    می*رن اون کارمنده رو
    میارن. وقتی می رسه، از یارو می*پرسه: چی می خوای؟

    یارو می گه: دیب!
    کارمنده می گه: دیب؟
    یارو: آره.
    کارمنه می گه: که این
    ورش دیب داره، اون ورش دیب داره؟
    یارو میگه: آره،
    همونه.
    کارمند میگه: داریم! چطور
    نفهمیدن تو چی می خوای!؟

    همه خیلی خوشحال شدن که
    بالاخره فهمیدن یارو چی می خواد. کارمنده سریع می ره توی انبار و دیب رو میذاره توی
    یه کیسه نایلون مشکی و میاره می ده به یارو و اونم می ره پی کارش.

    همه جمع می شن دور اون
    کارمند و با کنجکاوی می*پرسن: چی می*خواست این؟
    کارمنده می گه: دیب!
    می*پرسن: دیب؟ دیب دیگه
    چیه؟
    می گه: بابا همون که این
    ورش دیب داره، اون ورش دیب داره!

    رئیس شاکی می شه و می
    گه: اینجوری فایده نداره. برو یه دونه دیب ور دار بیار ببینیم دیب چیه؟
    کارمنده می گه: تموم شد.
    آخرین دیب رو دادم به این بابا رفت!
    .
    .
    .
    *دلم خنک شد، آخر نفهمیدین دیب چیه*


    به امید خدا راند اخرمه




  14. 5 کاربر از mehdi61 عزیز برای این پست تشکر کرده اند:

    dani1421387 (07-06-2013),m_joker (10-31-2013),mostafa1988 (01-04-2014),شوالیه سیاه (01-13-2014),rezajoooon (08-27-2015)

صفحه 1 از 14 12311 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. تاپیک جامع : مشاوره خرید تلفن همراه!
    توسط ☠R.e.v.e.n.g.e.r☠ در انجمن موبایل ها و تبلت ها
    پاسخ: 336
    آخرين نوشته: 05-19-2019, 10:08 AM
  2. اولین پک،اولین پیک
    توسط Diako76 در انجمن آزاد غير تخصصي
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: 09-28-2012, 03:04 PM
  3. مسابقه هشتادو دوم : مهماندار هواپیما
    توسط Mahsa.X در انجمن مسابقات مد بانوی محبوب
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: 08-03-2012, 11:44 AM
  4. تاپیک جامع : مشاوره خرید قطعات رایانه
    توسط ☠R.e.v.e.n.g.e.r☠ در انجمن مباحث متفرقه تخصصی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-01-2011, 10:54 PM
  5. عکسهای چند صد مگاپیکسلی !
    توسط click4u در انجمن مباحث متفرقه تخصصی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 11-25-2011, 10:49 PM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
کلیه حقوق مادی و معنوی برای پرتال Madmoo محفوظ است.
طراحی قالب توسط وی بی ایران
قدرت گرفته از ویبولتین 4.2