• جنگ خان ها

  • بانوی محبوب

  • جنگ های فضایی

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 11 به 11 از 11

موضوع: رنک 1 شخصی در دنیای 6 (102) سرور دات کام

  1. Top | #1

    امتیاز: 1,892 ، سطح: 12
    پیشروی سطح: %14 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 258
    فعالیت کل: %0
    امتیاز
    1,892
    سطح
    12
    تشکر دریافتی
    322 بار در 116 پست
     
    نوشته ها
    136
    دستاورد ها:
    دوستی1000 امتیازبیش فعالپیشرویک سال ثبت نام

    Smile رنک 1 شخصی در دنیای 6 (102) سرور دات کام

    کسب رنک 1 شخصی در دنیای 6 (102) سرور دات کام رو توسط اکانت eli.k که توسط ایمان (imansmf) استارت زده شد و با سارا (eli.k) و ایمان بالا اومد و با مجتبی (mojtab_dada) و سارا به اتمام رسید رو بهشون تبریک میگم...ایول دمتون گرم بچه ها
    در زمان حمله اعراب مسلمان به ايران...
    مردي عرب از مردي پارسي پرسيد : چرا زنان شما حجاب كاملي ندارند ؟
    مرد پارسي پاسخ داد : حجاب زنان ما...پلك چشم مردان ماست

  2. 9 کاربر از IR_Persian عزیز برای این پست تشکر کرده اند:

    eli. (01-25-2014),f.n. (01-24-2014),farzad.ir (01-22-2014),imansmf (02-20-2014),MEHRSHAD MAK (01-22-2014),pezhman nightwolf (01-22-2014),PooZaZ (01-23-2014),SaeeD_PashA (01-23-2014),sj-games (01-24-2014)

  3. Top | #11

    امتیاز: 2,689 ، سطح: 14
    پیشروی سطح: %80 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 61
    فعالیت کل: %0
    امتیاز
    2,689
    سطح
    14
    تشکر دریافتی
    1,669 بار در 1,106 پست
     
    نوشته ها
    2,629
    دستاورد ها:
    دوستی1000 امتیازیک سال ثبت نام
    از اونجایی که بحث سرور خارجی جداس

    ما هم تبریک میگیم به هرسه تون جاتون خالی این راند دن1 عالی شده


    خواستم داد شوم… گرچه لبم دوخته است
    خودم و جدّم و جدّ پدرم سوخته است
    خواستم جیغ شوم، گریه ی بی شرط شوم
    خواستم از همه ی مرحله ها پرت شوم
    کسی از گوشی مشغول، به من می خندید
    آخر مرحله شد، غول به من می خندید!
    یک نفر، از وسط کوچه صدا کرد مرا
    بازی مسخره ای بود… رها کرد مرا!
    با خودم، با همه، با ترس تو مخلوط شدم
    شوت بودم! که به بازی بدی شوت شدم!!
    آنچه می رفت و نمی رفت فرو… من بودم!
    حافظ ِ اینهمه اسرار ِ مگو، من بودم
    از تحمّل که گذشتم به تحمّل خوردم
    دردم این بود که از یار ِ خودی گل خوردم!
    حرفی از عقل ِ بداندیش به یک مست زدند
    باختیم! آخر بازی، همگی دست زدند

    از تو آغاز شدم تا که به پایان برسم
    رفتم از کوچه که شاید به خیابان برسم
    بوی زن دادم و زن داد به موی فـَشِنم!!
    راه رفتم که به بیراهه ی خود، مطمئنم
    خسته از بودن تو، خسته تر از رفتن تو
    خسته از «مولوی» و «شوش» به «راه آهن» تو
    خسته از آنچه که بود و به خدا هیچ نبود
    خسته از منظره ی خسته ی تهران در دود

    مرده بودی و کسی در نفس ِ من جان داشت
    مرده بودی و کسی باز به تو ایمان داشت!
    کشتمت! تن زده در ورطه ی خون رقصیدم
    پشت هر میکروفون از فرط جنون رقصیدم
    از گذشته شب تو تا به هنوزم آمد
    مست کردم که نفهمم چه به روزم آمد!
    به خودم زنگ زدم توی شبی پاییزی
    دود سیگار شدم تا که نبینم چیزی



صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
کلیه حقوق مادی و معنوی برای پرتال Madmoo محفوظ است.
طراحی قالب توسط وی بی ایران
قدرت گرفته از ویبولتین 4.2