• جنگ خان ها

  • بانوی محبوب

  • جنگ های فضایی

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 16

موضوع: ●▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬● راند خداحافظی از خان زار دن1سرور چک ●▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬●

  1. Top | #1

    امتیاز: 2,750 ، سطح: 14
    پیشروی سطح: %50 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 300
    فعالیت کل: %0
    امتیاز
    2,750
    سطح
    14
    تشکر دریافتی
    265 بار در 170 پست
     
    نوشته ها
    564
    دستاورد ها:
    دوستیاولین گروه1000 امتیازسه ماه فعالیت

    ●▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬● راند خداحافظی از خان زار دن1سرور چک ●▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬●

    ●▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬● راند خداحافظی از خان زار دن1سرور چک ●▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬●

    با عرض سلام وخسته نباشید به حضور سروران گرامی

    از اینکه ما تونستیم تو جمع گرم بچه های خان زار حضور داشته باشیم و بازی کنیم خیلی خوشحالم و ناراحت بخاطر اینکه داریم میریم واسه همیشه
    و تشکر از مدیریت و خسته نباشید به همشون
    و من تو خان زار 1داداش پیدا کردم که وقعا 1مرد بودFARZADD83که درست همه میگفتن شما 2روح در 1بدن هستین ولی واقعا ما دوسشدارم
    در کل نمیتونم اسم همه دوستای ناز خان زار رو بگم ولی از همتون میخوام اگه بدی از ما دیدین حلالمون کنید و ببخشید به بزرگی خودتون ما رو
    اینم تاریخ پپایان سرور دیگه بعدش بازی ما واسه همیشه تموم میشه یعنی بازی من و داداش فرزاد 2014-08-18
    امیدوارم شما هم تو مراحل زندگیتون پیروز و سربلند باشید


    یا علی
    meh20



    ویرایش توسط meh20 : 07-16-2014 در ساعت 03:04 PM

  2. 3 کاربر از meh20 عزیز برای این پست تشکر کرده اند:

    hoseinloto (07-18-2014),khashm-ezhdeha (07-16-2014),Yousef-Bloodywars (07-16-2014)

  3. Top | #2

    امتیاز: 5,602 ، سطح: 22
    پیشروی سطح: %11 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 448
    فعالیت کل: %2.0
    امتیاز
    5,602
    سطح
    22
    تشکر دریافتی
    2,301 بار در 1,232 پست
     
    نوشته ها
    5,489
    دستاورد ها:
    دوستیدستآورد تگ - درجه 1تگر حرفه ای!بیش فعالاولین گروه
    نشان ها:
    نشان تقویم
    خخخخخخخخخخخخخ بسته شد خودتم 30 سال مرخصی اجباری
    به جهنم !!!! نمردیم و معنی اعتدال را از زبان جناب سرهنگ شنیدیم خون دادین جون دادین به جهنم !!!

  4. Top | #3

    امتیاز: 2,750 ، سطح: 14
    پیشروی سطح: %50 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 300
    فعالیت کل: %0
    امتیاز
    2,750
    سطح
    14
    تشکر دریافتی
    265 بار در 170 پست
     
    نوشته ها
    564
    دستاورد ها:
    دوستیاولین گروه1000 امتیازسه ماه فعالیت
    نقل قول نوشته اصلی توسط AMB313 نمایش پست ها
    خخخخخخخخخخخخخ بسته شد خودتم 30 سال مرخصی اجباری
    یعنی تایپک آخر آدم رو ببندن فکر کن چی میشه

  5. Top | #4

    امتیاز: 2,689 ، سطح: 14
    پیشروی سطح: %80 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 61
    فعالیت کل: %0
    امتیاز
    2,689
    سطح
    14
    تشکر دریافتی
    1,669 بار در 1,106 پست
     
    نوشته ها
    2,629
    دستاورد ها:
    دوستی1000 امتیازیک سال ثبت نام
    خدارو شکر پس 1 ماه بیشتر نمونده از شرت خلاص بشیم


    خواستم داد شوم… گرچه لبم دوخته است
    خودم و جدّم و جدّ پدرم سوخته است
    خواستم جیغ شوم، گریه ی بی شرط شوم
    خواستم از همه ی مرحله ها پرت شوم
    کسی از گوشی مشغول، به من می خندید
    آخر مرحله شد، غول به من می خندید!
    یک نفر، از وسط کوچه صدا کرد مرا
    بازی مسخره ای بود… رها کرد مرا!
    با خودم، با همه، با ترس تو مخلوط شدم
    شوت بودم! که به بازی بدی شوت شدم!!
    آنچه می رفت و نمی رفت فرو… من بودم!
    حافظ ِ اینهمه اسرار ِ مگو، من بودم
    از تحمّل که گذشتم به تحمّل خوردم
    دردم این بود که از یار ِ خودی گل خوردم!
    حرفی از عقل ِ بداندیش به یک مست زدند
    باختیم! آخر بازی، همگی دست زدند

    از تو آغاز شدم تا که به پایان برسم
    رفتم از کوچه که شاید به خیابان برسم
    بوی زن دادم و زن داد به موی فـَشِنم!!
    راه رفتم که به بیراهه ی خود، مطمئنم
    خسته از بودن تو، خسته تر از رفتن تو
    خسته از «مولوی» و «شوش» به «راه آهن» تو
    خسته از آنچه که بود و به خدا هیچ نبود
    خسته از منظره ی خسته ی تهران در دود

    مرده بودی و کسی در نفس ِ من جان داشت
    مرده بودی و کسی باز به تو ایمان داشت!
    کشتمت! تن زده در ورطه ی خون رقصیدم
    پشت هر میکروفون از فرط جنون رقصیدم
    از گذشته شب تو تا به هنوزم آمد
    مست کردم که نفهمم چه به روزم آمد!
    به خودم زنگ زدم توی شبی پاییزی
    دود سیگار شدم تا که نبینم چیزی



  6. Top | #5

    امتیاز: 2,750 ، سطح: 14
    پیشروی سطح: %50 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 300
    فعالیت کل: %0
    امتیاز
    2,750
    سطح
    14
    تشکر دریافتی
    265 بار در 170 پست
     
    نوشته ها
    564
    دستاورد ها:
    دوستیاولین گروه1000 امتیازسه ماه فعالیت
    نقل قول نوشته اصلی توسط king_arash نمایش پست ها
    خدارو شکر پس 1 ماه بیشتر نمونده از شرت خلاص بشیم
    آره دیگه آرش خان دیگه کسی نیست باهاش کل کل کنی

  7. Top | #6

    امتیاز: 2,689 ، سطح: 14
    پیشروی سطح: %80 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 61
    فعالیت کل: %0
    امتیاز
    2,689
    سطح
    14
    تشکر دریافتی
    1,669 بار در 1,106 پست
     
    نوشته ها
    2,629
    دستاورد ها:
    دوستی1000 امتیازیک سال ثبت نام
    نقل قول نوشته اصلی توسط meh20 نمایش پست ها
    آره دیگه آرش خان دیگه کسی نیست باهاش کل کل کنی
    راستی میگفتی میخوای بیای وسط اذر منو بزنی بیا دیگه سرور چک چیه


    خواستم داد شوم… گرچه لبم دوخته است
    خودم و جدّم و جدّ پدرم سوخته است
    خواستم جیغ شوم، گریه ی بی شرط شوم
    خواستم از همه ی مرحله ها پرت شوم
    کسی از گوشی مشغول، به من می خندید
    آخر مرحله شد، غول به من می خندید!
    یک نفر، از وسط کوچه صدا کرد مرا
    بازی مسخره ای بود… رها کرد مرا!
    با خودم، با همه، با ترس تو مخلوط شدم
    شوت بودم! که به بازی بدی شوت شدم!!
    آنچه می رفت و نمی رفت فرو… من بودم!
    حافظ ِ اینهمه اسرار ِ مگو، من بودم
    از تحمّل که گذشتم به تحمّل خوردم
    دردم این بود که از یار ِ خودی گل خوردم!
    حرفی از عقل ِ بداندیش به یک مست زدند
    باختیم! آخر بازی، همگی دست زدند

    از تو آغاز شدم تا که به پایان برسم
    رفتم از کوچه که شاید به خیابان برسم
    بوی زن دادم و زن داد به موی فـَشِنم!!
    راه رفتم که به بیراهه ی خود، مطمئنم
    خسته از بودن تو، خسته تر از رفتن تو
    خسته از «مولوی» و «شوش» به «راه آهن» تو
    خسته از آنچه که بود و به خدا هیچ نبود
    خسته از منظره ی خسته ی تهران در دود

    مرده بودی و کسی در نفس ِ من جان داشت
    مرده بودی و کسی باز به تو ایمان داشت!
    کشتمت! تن زده در ورطه ی خون رقصیدم
    پشت هر میکروفون از فرط جنون رقصیدم
    از گذشته شب تو تا به هنوزم آمد
    مست کردم که نفهمم چه به روزم آمد!
    به خودم زنگ زدم توی شبی پاییزی
    دود سیگار شدم تا که نبینم چیزی



  8. Top | #7

    امتیاز: 2,750 ، سطح: 14
    پیشروی سطح: %50 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 300
    فعالیت کل: %0
    امتیاز
    2,750
    سطح
    14
    تشکر دریافتی
    265 بار در 170 پست
     
    نوشته ها
    564
    دستاورد ها:
    دوستیاولین گروه1000 امتیازسه ماه فعالیت
    نقل قول نوشته اصلی توسط king_arash نمایش پست ها
    راستی میگفتی میخوای بیای وسط اذر منو بزنی بیا دیگه سرور چک چیه
    آرش بگو کی استارت میخوره بازی تا اون موقع میام استارت میزنم کنارت

  9. Top | #8

    امتیاز: 2,689 ، سطح: 14
    پیشروی سطح: %80 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 61
    فعالیت کل: %0
    امتیاز
    2,689
    سطح
    14
    تشکر دریافتی
    1,669 بار در 1,106 پست
     
    نوشته ها
    2,629
    دستاورد ها:
    دوستی1000 امتیازیک سال ثبت نام
    نقل قول نوشته اصلی توسط meh20 نمایش پست ها
    آرش بگو کی استارت میخوره بازی تا اون موقع میام استارت میزنم کنارت
    دقیق خبر ندارم فقط میدونم 1 هفته مونده

    - - - - - - - - - -

    بازم استارتای یک هفتگی


    خواستم داد شوم… گرچه لبم دوخته است
    خودم و جدّم و جدّ پدرم سوخته است
    خواستم جیغ شوم، گریه ی بی شرط شوم
    خواستم از همه ی مرحله ها پرت شوم
    کسی از گوشی مشغول، به من می خندید
    آخر مرحله شد، غول به من می خندید!
    یک نفر، از وسط کوچه صدا کرد مرا
    بازی مسخره ای بود… رها کرد مرا!
    با خودم، با همه، با ترس تو مخلوط شدم
    شوت بودم! که به بازی بدی شوت شدم!!
    آنچه می رفت و نمی رفت فرو… من بودم!
    حافظ ِ اینهمه اسرار ِ مگو، من بودم
    از تحمّل که گذشتم به تحمّل خوردم
    دردم این بود که از یار ِ خودی گل خوردم!
    حرفی از عقل ِ بداندیش به یک مست زدند
    باختیم! آخر بازی، همگی دست زدند

    از تو آغاز شدم تا که به پایان برسم
    رفتم از کوچه که شاید به خیابان برسم
    بوی زن دادم و زن داد به موی فـَشِنم!!
    راه رفتم که به بیراهه ی خود، مطمئنم
    خسته از بودن تو، خسته تر از رفتن تو
    خسته از «مولوی» و «شوش» به «راه آهن» تو
    خسته از آنچه که بود و به خدا هیچ نبود
    خسته از منظره ی خسته ی تهران در دود

    مرده بودی و کسی در نفس ِ من جان داشت
    مرده بودی و کسی باز به تو ایمان داشت!
    کشتمت! تن زده در ورطه ی خون رقصیدم
    پشت هر میکروفون از فرط جنون رقصیدم
    از گذشته شب تو تا به هنوزم آمد
    مست کردم که نفهمم چه به روزم آمد!
    به خودم زنگ زدم توی شبی پاییزی
    دود سیگار شدم تا که نبینم چیزی



  10. Top | #9

    امتیاز: 2,750 ، سطح: 14
    پیشروی سطح: %50 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 300
    فعالیت کل: %0
    امتیاز
    2,750
    سطح
    14
    تشکر دریافتی
    265 بار در 170 پست
     
    نوشته ها
    564
    دستاورد ها:
    دوستیاولین گروه1000 امتیازسه ماه فعالیت
    نقل قول نوشته اصلی توسط king_arash نمایش پست ها
    دقیق خبر ندارم فقط میدونم 1 هفته مونده

    - - - - - - - - - -

    بازم استارتای یک هفتگی
    باشه خبر بده میام ولی نری محافظت بیکاری همینجا میگم بری دیگه بازی نکنی باید شوخی کردم تاج سره مایی ولی تو اون 1هفته تخریبی میزنم ببینیم بازی چند چند هستش

  11. Top | #10

    امتیاز: 2,689 ، سطح: 14
    پیشروی سطح: %80 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 61
    فعالیت کل: %0
    امتیاز
    2,689
    سطح
    14
    تشکر دریافتی
    1,669 بار در 1,106 پست
     
    نوشته ها
    2,629
    دستاورد ها:
    دوستی1000 امتیازیک سال ثبت نام
    نقل قول نوشته اصلی توسط meh20 نمایش پست ها
    باشه خبر بده میام ولی نری محافظت بیکاری همینجا میگم بری دیگه بازی نکنی باید شوخی کردم تاج سره مایی ولی تو اون 1هفته تخریبی میزنم ببینیم بازی چند چند هستش
    خب منم همینو میگم دیگه تویی که 1 هفته میای سیاستت جنگیه ولی ما بنایی
    سرور چک رو بیخیال شو بیا دن1 برو رنک بینم میتونی یا نه
    این راند رنک بگیری بازی رو میزارم کنار


    خواستم داد شوم… گرچه لبم دوخته است
    خودم و جدّم و جدّ پدرم سوخته است
    خواستم جیغ شوم، گریه ی بی شرط شوم
    خواستم از همه ی مرحله ها پرت شوم
    کسی از گوشی مشغول، به من می خندید
    آخر مرحله شد، غول به من می خندید!
    یک نفر، از وسط کوچه صدا کرد مرا
    بازی مسخره ای بود… رها کرد مرا!
    با خودم، با همه، با ترس تو مخلوط شدم
    شوت بودم! که به بازی بدی شوت شدم!!
    آنچه می رفت و نمی رفت فرو… من بودم!
    حافظ ِ اینهمه اسرار ِ مگو، من بودم
    از تحمّل که گذشتم به تحمّل خوردم
    دردم این بود که از یار ِ خودی گل خوردم!
    حرفی از عقل ِ بداندیش به یک مست زدند
    باختیم! آخر بازی، همگی دست زدند

    از تو آغاز شدم تا که به پایان برسم
    رفتم از کوچه که شاید به خیابان برسم
    بوی زن دادم و زن داد به موی فـَشِنم!!
    راه رفتم که به بیراهه ی خود، مطمئنم
    خسته از بودن تو، خسته تر از رفتن تو
    خسته از «مولوی» و «شوش» به «راه آهن» تو
    خسته از آنچه که بود و به خدا هیچ نبود
    خسته از منظره ی خسته ی تهران در دود

    مرده بودی و کسی در نفس ِ من جان داشت
    مرده بودی و کسی باز به تو ایمان داشت!
    کشتمت! تن زده در ورطه ی خون رقصیدم
    پشت هر میکروفون از فرط جنون رقصیدم
    از گذشته شب تو تا به هنوزم آمد
    مست کردم که نفهمم چه به روزم آمد!
    به خودم زنگ زدم توی شبی پاییزی
    دود سیگار شدم تا که نبینم چیزی



صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
کلیه حقوق مادی و معنوی برای پرتال Madmoo محفوظ است.
طراحی قالب توسط وی بی ایران
قدرت گرفته از ویبولتین 4.2