• جنگ خان ها

  • بانوی محبوب

  • جنگ های فضایی

صفحه 1 از 9 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 82

موضوع: اتفاقات و حواشی راند 55 دن 1

  1. Top | #1

    امتیاز: 132 ، سطح: 1
    پیشروی سطح: %82 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 18
    فعالیت کل: %11.0
    امتیاز
    132
    سطح
    1
    تشکر دریافتی
    17 بار در 10 پست
     
    نوشته ها
    37
    دستاورد ها:
    دوستی7 روز فعالیت100 امتیاز

    اتفاقات و حواشی راند 55 دن 1

    سلام دوستان گل.
    در این جا به اتفاغات و حواشی راند 55 دن 1 می پردازیم.

    بی احترامی ممنوع.شوخی ازاد.

    من با اک Elite-PlayerS استارت زدم.
    خوبه ، هنوز بچه ها زیاد نشدن.

  2. 5 کاربر از dark-khan عزیز برای این پست تشکر کرده اند:

    3arbaz-vatan (04-05-2016),king_arash (04-15-2016),NORTH_ARMY (04-12-2016),SaeedRelax (04-04-2016),shahram.khan (04-30-2016)

  3. Top | #2

    امتیاز: 132 ، سطح: 1
    پیشروی سطح: %82 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 18
    فعالیت کل: %11.0
    امتیاز
    132
    سطح
    1
    تشکر دریافتی
    17 بار در 10 پست
     
    نوشته ها
    37
    دستاورد ها:
    دوستی7 روز فعالیت100 امتیاز
    سلام.اقا من تگ نیاز دارم.
    کسی میتونه تگم بشه؟
    دن 1.

  4. Top | #3

    امتیاز: 2,689 ، سطح: 14
    پیشروی سطح: %80 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 61
    فعالیت کل: %0
    امتیاز
    2,689
    سطح
    14
    تشکر دریافتی
    1,669 بار در 1,106 پست
     
    نوشته ها
    2,629
    دستاورد ها:
    دوستی1000 امتیازیک سال ثبت نام
    نقل قول نوشته اصلی توسط dark-khan نمایش پست ها
    سلام.اقا من تگ نیاز دارم.
    کسی میتونه تگم بشه؟
    دن 1.
    قومتون؟


    خواستم داد شوم… گرچه لبم دوخته است
    خودم و جدّم و جدّ پدرم سوخته است
    خواستم جیغ شوم، گریه ی بی شرط شوم
    خواستم از همه ی مرحله ها پرت شوم
    کسی از گوشی مشغول، به من می خندید
    آخر مرحله شد، غول به من می خندید!
    یک نفر، از وسط کوچه صدا کرد مرا
    بازی مسخره ای بود… رها کرد مرا!
    با خودم، با همه، با ترس تو مخلوط شدم
    شوت بودم! که به بازی بدی شوت شدم!!
    آنچه می رفت و نمی رفت فرو… من بودم!
    حافظ ِ اینهمه اسرار ِ مگو، من بودم
    از تحمّل که گذشتم به تحمّل خوردم
    دردم این بود که از یار ِ خودی گل خوردم!
    حرفی از عقل ِ بداندیش به یک مست زدند
    باختیم! آخر بازی، همگی دست زدند

    از تو آغاز شدم تا که به پایان برسم
    رفتم از کوچه که شاید به خیابان برسم
    بوی زن دادم و زن داد به موی فـَشِنم!!
    راه رفتم که به بیراهه ی خود، مطمئنم
    خسته از بودن تو، خسته تر از رفتن تو
    خسته از «مولوی» و «شوش» به «راه آهن» تو
    خسته از آنچه که بود و به خدا هیچ نبود
    خسته از منظره ی خسته ی تهران در دود

    مرده بودی و کسی در نفس ِ من جان داشت
    مرده بودی و کسی باز به تو ایمان داشت!
    کشتمت! تن زده در ورطه ی خون رقصیدم
    پشت هر میکروفون از فرط جنون رقصیدم
    از گذشته شب تو تا به هنوزم آمد
    مست کردم که نفهمم چه به روزم آمد!
    به خودم زنگ زدم توی شبی پاییزی
    دود سیگار شدم تا که نبینم چیزی



  5. Top | #4

    امتیاز: 132 ، سطح: 1
    پیشروی سطح: %82 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 18
    فعالیت کل: %11.0
    امتیاز
    132
    سطح
    1
    تشکر دریافتی
    17 بار در 10 پست
     
    نوشته ها
    37
    دستاورد ها:
    دوستی7 روز فعالیت100 امتیاز
    قوم زیبای پارس داداش.

    - - - - - - - - - -

    همه رو با پارس میزنم اما نبرد روزانه فعلا برا من نیست.

  6. Top | #5

    امتیاز: 2,689 ، سطح: 14
    پیشروی سطح: %80 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 61
    فعالیت کل: %0
    امتیاز
    2,689
    سطح
    14
    تشکر دریافتی
    1,669 بار در 1,106 پست
     
    نوشته ها
    2,629
    دستاورد ها:
    دوستی1000 امتیازیک سال ثبت نام
    نقل قول نوشته اصلی توسط dark-khan نمایش پست ها
    قوم زیبای پارس داداش.

    - - - - - - - - - -

    همه رو با پارس میزنم اما نبرد روزانه فعلا برا من نیست.
    همه رو که نمیشه با پارس زد
    تو این ورژنم زیاد خوب نیس تو دوئلا میفهمی


    خواستم داد شوم… گرچه لبم دوخته است
    خودم و جدّم و جدّ پدرم سوخته است
    خواستم جیغ شوم، گریه ی بی شرط شوم
    خواستم از همه ی مرحله ها پرت شوم
    کسی از گوشی مشغول، به من می خندید
    آخر مرحله شد، غول به من می خندید!
    یک نفر، از وسط کوچه صدا کرد مرا
    بازی مسخره ای بود… رها کرد مرا!
    با خودم، با همه، با ترس تو مخلوط شدم
    شوت بودم! که به بازی بدی شوت شدم!!
    آنچه می رفت و نمی رفت فرو… من بودم!
    حافظ ِ اینهمه اسرار ِ مگو، من بودم
    از تحمّل که گذشتم به تحمّل خوردم
    دردم این بود که از یار ِ خودی گل خوردم!
    حرفی از عقل ِ بداندیش به یک مست زدند
    باختیم! آخر بازی، همگی دست زدند

    از تو آغاز شدم تا که به پایان برسم
    رفتم از کوچه که شاید به خیابان برسم
    بوی زن دادم و زن داد به موی فـَشِنم!!
    راه رفتم که به بیراهه ی خود، مطمئنم
    خسته از بودن تو، خسته تر از رفتن تو
    خسته از «مولوی» و «شوش» به «راه آهن» تو
    خسته از آنچه که بود و به خدا هیچ نبود
    خسته از منظره ی خسته ی تهران در دود

    مرده بودی و کسی در نفس ِ من جان داشت
    مرده بودی و کسی باز به تو ایمان داشت!
    کشتمت! تن زده در ورطه ی خون رقصیدم
    پشت هر میکروفون از فرط جنون رقصیدم
    از گذشته شب تو تا به هنوزم آمد
    مست کردم که نفهمم چه به روزم آمد!
    به خودم زنگ زدم توی شبی پاییزی
    دود سیگار شدم تا که نبینم چیزی



  7. Top | #6

    امتیاز: 132 ، سطح: 1
    پیشروی سطح: %82 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 18
    فعالیت کل: %11.0
    امتیاز
    132
    سطح
    1
    تشکر دریافتی
    17 بار در 10 پست
     
    نوشته ها
    37
    دستاورد ها:
    دوستی7 روز فعالیت100 امتیاز
    حالا توی هر 10 تا 7 تا رو میزنم.
    با پارس خوب بازی می کنم.

    - - - - - - - - - -

    حالا توی هر 10 تا 7 تا رو میزنم.
    با پارس خوب بازی می کنم.

  8. Top | #7

    امتیاز: 2,689 ، سطح: 14
    پیشروی سطح: %80 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 61
    فعالیت کل: %0
    امتیاز
    2,689
    سطح
    14
    تشکر دریافتی
    1,669 بار در 1,106 پست
     
    نوشته ها
    2,629
    دستاورد ها:
    دوستی1000 امتیازیک سال ثبت نام
    دوئل نبوووووووووووووود؟


    خواستم داد شوم… گرچه لبم دوخته است
    خودم و جدّم و جدّ پدرم سوخته است
    خواستم جیغ شوم، گریه ی بی شرط شوم
    خواستم از همه ی مرحله ها پرت شوم
    کسی از گوشی مشغول، به من می خندید
    آخر مرحله شد، غول به من می خندید!
    یک نفر، از وسط کوچه صدا کرد مرا
    بازی مسخره ای بود… رها کرد مرا!
    با خودم، با همه، با ترس تو مخلوط شدم
    شوت بودم! که به بازی بدی شوت شدم!!
    آنچه می رفت و نمی رفت فرو… من بودم!
    حافظ ِ اینهمه اسرار ِ مگو، من بودم
    از تحمّل که گذشتم به تحمّل خوردم
    دردم این بود که از یار ِ خودی گل خوردم!
    حرفی از عقل ِ بداندیش به یک مست زدند
    باختیم! آخر بازی، همگی دست زدند

    از تو آغاز شدم تا که به پایان برسم
    رفتم از کوچه که شاید به خیابان برسم
    بوی زن دادم و زن داد به موی فـَشِنم!!
    راه رفتم که به بیراهه ی خود، مطمئنم
    خسته از بودن تو، خسته تر از رفتن تو
    خسته از «مولوی» و «شوش» به «راه آهن» تو
    خسته از آنچه که بود و به خدا هیچ نبود
    خسته از منظره ی خسته ی تهران در دود

    مرده بودی و کسی در نفس ِ من جان داشت
    مرده بودی و کسی باز به تو ایمان داشت!
    کشتمت! تن زده در ورطه ی خون رقصیدم
    پشت هر میکروفون از فرط جنون رقصیدم
    از گذشته شب تو تا به هنوزم آمد
    مست کردم که نفهمم چه به روزم آمد!
    به خودم زنگ زدم توی شبی پاییزی
    دود سیگار شدم تا که نبینم چیزی



  9. Top | #8

    امتیاز: 132 ، سطح: 1
    پیشروی سطح: %82 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 18
    فعالیت کل: %11.0
    امتیاز
    132
    سطح
    1
    تشکر دریافتی
    17 بار در 10 پست
     
    نوشته ها
    37
    دستاورد ها:
    دوستی7 روز فعالیت100 امتیاز
    داداش منظورم دوئل بود.

  10. Top | #9

    امتیاز: 2,689 ، سطح: 14
    پیشروی سطح: %80 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 61
    فعالیت کل: %0
    امتیاز
    2,689
    سطح
    14
    تشکر دریافتی
    1,669 بار در 1,106 پست
     
    نوشته ها
    2,629
    دستاورد ها:
    دوستی1000 امتیازیک سال ثبت نام
    دوئل کسی نبووووووود؟


    خواستم داد شوم… گرچه لبم دوخته است
    خودم و جدّم و جدّ پدرم سوخته است
    خواستم جیغ شوم، گریه ی بی شرط شوم
    خواستم از همه ی مرحله ها پرت شوم
    کسی از گوشی مشغول، به من می خندید
    آخر مرحله شد، غول به من می خندید!
    یک نفر، از وسط کوچه صدا کرد مرا
    بازی مسخره ای بود… رها کرد مرا!
    با خودم، با همه، با ترس تو مخلوط شدم
    شوت بودم! که به بازی بدی شوت شدم!!
    آنچه می رفت و نمی رفت فرو… من بودم!
    حافظ ِ اینهمه اسرار ِ مگو، من بودم
    از تحمّل که گذشتم به تحمّل خوردم
    دردم این بود که از یار ِ خودی گل خوردم!
    حرفی از عقل ِ بداندیش به یک مست زدند
    باختیم! آخر بازی، همگی دست زدند

    از تو آغاز شدم تا که به پایان برسم
    رفتم از کوچه که شاید به خیابان برسم
    بوی زن دادم و زن داد به موی فـَشِنم!!
    راه رفتم که به بیراهه ی خود، مطمئنم
    خسته از بودن تو، خسته تر از رفتن تو
    خسته از «مولوی» و «شوش» به «راه آهن» تو
    خسته از آنچه که بود و به خدا هیچ نبود
    خسته از منظره ی خسته ی تهران در دود

    مرده بودی و کسی در نفس ِ من جان داشت
    مرده بودی و کسی باز به تو ایمان داشت!
    کشتمت! تن زده در ورطه ی خون رقصیدم
    پشت هر میکروفون از فرط جنون رقصیدم
    از گذشته شب تو تا به هنوزم آمد
    مست کردم که نفهمم چه به روزم آمد!
    به خودم زنگ زدم توی شبی پاییزی
    دود سیگار شدم تا که نبینم چیزی



  11. Top | #10

    امتیاز: 132 ، سطح: 1
    پیشروی سطح: %82 ، امتیاز مورد نیاز برای رسیدن به سطح بعدی: 18
    فعالیت کل: %11.0
    امتیاز
    132
    سطح
    1
    تشکر دریافتی
    17 بار در 10 پست
     
    نوشته ها
    37
    دستاورد ها:
    دوستی7 روز فعالیت100 امتیاز
    داداش تگ که پیدا نشد زدم بیکاری.
    تک نفری که نمی تونم رنک بگیرم.خخخخخخخ

صفحه 1 از 9 123 ... آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
کلیه حقوق مادی و معنوی برای پرتال Madmoo محفوظ است.
طراحی قالب توسط وی بی ایران
قدرت گرفته از ویبولتین 4.2