شرط* بیشتر کمتر توی بیشتر ورزش*ها هستش.مثلا می تونید روی تعداد امتیازات یک بازی فوتبال آمریکایی، یک بازی بسکتبال، یک بازی راگبی، تعداد گل*های زده شده توی یه مسابقه *هاکی روی یخ و حتی تعداد کل گیم*های انجام شده توی یه مسابقه تنیس شرط*بندی کنین.

۲- وقایع را ردیابی کنید نه میانگین را
این هم اشتباهی است که اغلب اوقات مشاهده می*کنیم، افرادی که میانگین را هنگام ارزیابی یک مسابقه خاص ارزیابی می*کنند.
هنگام تجزیه و تحلیل یک نمونه آماری بزرگ با واریانس امتیاز محدود، میانگین گرفتن ممکن است ایده خوبی باشد. اما مشکل این است که حتی در یک نمونه آماری از ۱۵ مسابقه هم یک نتیجه ناهنجار می*تواند میانگین را تحریف کند.
مثال فرضی زیر را در نظر بگیرید:
فرض کنیم که چلسی ۴۵ گل در ۱۵ بازی خانگی به ثمر رسانده است. این نرخ نشان دهنده میانگین ۳ گل در هر مسابقه است. گزینه بیشتر/ کمتر از ۲.۵ گل در این حالت یک شرط برابر پرداخت می*کند. به نظر می*رسد با توجه به فرم چلسی در بازی*های خانگی می*تواند وسوسه کننده باشد.
حالا فرض کنیم که از بین آن ۱۵ مسابقه دو بازی پر گل بوده است برای مثال یک نتیجه ۴-۲ و یک نتیجه ۵-۱ رخ داده است. این دو نتیجه نامنظم میانگین را به شدت تحریف کرده*اند به گونه*ای که در ۱۳ مسابقه دیگر میانگین ۲.۵۳ گل خواهد بود.
آن*چه ممکن است به عنوان یک فرصت عالی برای شرط*بندی بیش از ۲.۵ گل به نظر برسد، ناگهان کمتر جذاب به نظر می*رسد.
بنابراین اگرچه میانگین*ها در نمونه*های آماری بزرگ مفید هستند اما به طور کلی بهتر است وقایع را پیگیری کنید. نگاه کنید که چند بار یک تیم فراتر یا پایین*تر از یک تعداد گل خاص بوده است. در مثال چلسی در حالی که میانگین ۱۵ بازی خانگی ممکن است ۳ گل در هر مسابقه باشد اما تعداد واقعی بازی*های خانگی که چلسی بیش از ۲.۵ زده است ممکن است کمتر از ۵۰% باشد ولی دو بازی پرگل تأثیری نادرست داشته است. شاید بازی*های خانگی چلسی که بیش از ۲.۵ گل داشته تنها ۷ مسابقه بوده است.
حتی اگر میانگین ۳ گل در هر مسابقه وجود داشته باشد اما نرخ وقوع این اتفاق کم باشد در مورد شرط بیشتر/ کمتر باید با احتیاط بیشتری عمل کنید.
در زیر یک راهنما برای تعداد بازی*هایی که باید برای آنالیز میانگین در نظر بگیرید، آورده شده است. البته این نرخ*ها به لیگ یا تورنومنت و هم*چنین زمان فصل بستگی دارد. به عنوان مثال شما ممکن است در ابتدای فصل جدید بازی*های زیادی را در تجزیه و تحلیل خود به حساب نیاورید زیرا ممکن است آمار فصل گذشته به دلیل تغییر کادر فنی و بازیکنان تیم در پیش فصل، اشتباه باشد. راه مقابله با این مسئله، ارزش گذاری بیشتر به بازی*های اخیر نسبت به بازی*هایی است که در فصل قبل یا فصول پیش انجام شده است.
به عنوان مثال اگر منچسترسیتی را در لیگ برتر بررسی می*کنید، می*توانید برای ۲۰ مسابقه آخر آن*ها دو برابر اهمیت نسبت به ۱۰ بازی قبلی در نظر بگیرید. در این مثال شما ۳۰ مسابقه آخر را در نظر می*گیرید اما به ۲۰ مسابقه اخیر که به تازگی انجام شده است وزن بیشتری می*دهید.
تعداد بازی*های ورزشی که باید در نظر بگیرید:
فوتبال ۲۰-۳۰
بسکتبال ۲۰-۳۰
فوتبال آمریکایی ۱۰-۳۰
هاکی روی یخ ۲۰-۳۰
بیس بال ۴۰-۶۰
والیبال ۱۵-۳۰

۳- عجیب و غریب نباشید
سعی نکنید خیلی هوشمندانه عمل کنید. شرط*های بیشتر/ کمتر خود را به ۲.۵ گل یا هر آنچه که پرداختی برابر دارد محدود کنید. بطور معمول تعداد گل*ها بین ۲ تا ۳ گل، بسته به تیم*های درگیر در لیگ رقمی منطقی است.
واقعیت این است که ارزش در اینجا است.
مطمئناً یک بنگاه شرط*بندی* می*تواند ضریب شرط ۵.۰۰ را برای بیش از ۴.۵ گل ارائه کند اما به طور کلی، بنگاه*های شرط*بندی ورزشی*ای که این گونه مارکت*های بی قاعده* را ارائه می*کنند، تمایل دارند کمیسیون بیشتری دریافت کنند.
در عین حال ارزش را هر جایی ممکن است که بتوانید پیدا کنید. اگر اعداد را بررسی کرده و ارزش بیشتری را در یک گزینه مجموع تعداد گل پیدا کردید با تمام وجود از آن استفاده کنید. اما به طور کلی بهتر است به اصول اولیه پایبند باشید و روی شرط برابر متمرکز شوید. نتایج در این وضعیت بسیار پایدارتر خواهند بود. از منظر تجزیه و تحلیل، یافتن منابع داده*های تاریخی برای تجزیه و تحلیل ضرایب شرط*های معمول بسیار ساده*تر از یافتن این اطلاعات برای موارد عجیب و غریب است.
https://medium.com/@hadisjafari9898/