در ایران باستان، پزشکی چون علوم دیگری مثل نجوم و ریاضیات،پیشرفت قابل ملاحظه ای داشت. در ایران باستان، بیماری های جسم انسان، ارتباط مستقیمی با بیماری های روح و گناه داشته است .می توان پیرامون تاریخچه علم پزشکی در ایران باستان چنین گفت که به سبب وجود دو نیروی جدا گانه در جهان (سپنتا مینو یا اندیشه نیک و انگره مینو یا اندیشه بد که اهریمن نیز نامیده می شود ) همه بیماری های جهانی از پدیده انگرمینو ( منیوی بد) به شمار می آمد.

در وندیداد، اهورامزدا اعلام می دارد که انگرمینو 99 هزار و 999 بیماری در روان آدمیت پدید می آورد که شمار آن البته به صورت های مختلف تخمین زده شده است. در بخش های مختلف اوستا، شمار قابل ملاحظه ای از نام های بیماری ها حفظ شده است.

می توان با استفاده از دفاتر باستانی از برخی بیماری های نام برده شده در کتاب وندیداد، یاد کرد :
1.واورشی _احتمالا یک بیماری مقاربتی است
2. تب زایمان یا نفاس
3. اسکندا _ممکن است به مفهوم بریدگی باشد
4. اگهوستی _به احتمال قوی به مفهوم نرمی استخوان و فساد استخوان است
5. دروکا _مسلما سنگ کلیه یا صفرا است
6. کورگها _ظاهرا همان است که در فارسی امروزی به آن کورو یا کورک می گویند.
7. آستائیریا _ظاهرا نام یک بیماری است که بر روی بدن جوش هایی مانند دانه های آبله یا سرخک ظاهری می شود.

اهورامزدا پاسخ می دهد که هزاران میلیون ها گیاه درمان بخش منبع همه داروهاست. گوکرن، نام « گوکرن » ، آفریده ام که از آن میان درخت مقدس افسانه ای است که در دریای فراخکرد جای دارد.هوم سفید، گاو شاخ، و کوکنار، معادل های دیگری هستند که برای این درخت افسانه ای، تصور شده است و جملگی جنبه درمانی داشته اند.

اساس علم پزشکی در کتاب اوستا، سه چیز است:کارد، گیاهان درمانی و کلام که به نظر می رسد منظور جراحی، پزشکی و دعا و نیایش باشد.چنین به نظر می رسد که در کتاب اوستا به معالجه به وسیله دعایا افسون بیش از همه چیز اهمیت می دهند یعنی کلام شفابخش را پزشک ،« مانتر بیشاز » دهد. به طوری که پزشکان می نامند . در واقع، به کلام شفابخش یا کلام مقدس، شخصیت ای کلام داده شده و از او به عنوان یکی از ایزدان یاد می شود

در وندیداد، احکامی نیز برای پزشکی ذکر شده است، مثلا آمده است که داوطلب پزشکی برای آزمایش جراحی نباید از مزداپرستان استفاده کند، بلکه باید یکی از دیوپرستان را مورد آزمایش قرار دهد.هر گاه بیماری را جراحی کند و در نتیجه بیمار هلاک شود و این کار بار دوم و سوم تکرار شود، داوطلب پزشکی برای همیشه از حرفه پزشکی محروم خواهد شد. اگر در این کار اصرار ورزد و به یک نفر مزدایی آسیب برساند، متهم به جنایتی معادل آدمکشی خواهد شد. اما پس از سه بار تجربه موفقیت آمیز، وی به عنوان یک پزشک شایسته، به شمار خواهد آمد.

همچنین پزشکان، وظایف و مزد ویژه ای داشتند.می توان برخی از این وظایف را این گونه برمی شمرد: پزشک باید به شتاب به عیادت بیمار برود.هر گاه شخص شب هنگام بیمار شد، پزشک باید تا پیش از پاس دوم شب خود را به او برساند، اگر در طول شب بیمار شود، پزشک باید تا پیش از سپیده دم بر بالای سر بیمار برسد. دستمزد پزشک دقیقا تناسب با مقام بیمار داشت و موبدان، تنها با دعا و دادن برکت، به پزشک دستمزد می دادند. رییس خانواده یا قبیله یا ده یا فرمانده استان به ترتیب یک خر، یک اسب، یک شتر و یا چهار اسب به عنوان دستمزد به پزشک می پرداختند. بیماران زن، به پزشک چهار پای ماده به عنوان دستمزد می پرداختند. پزشکان، پزشکان حیوان نیز بودند زیرا در آثار موجود،دستمزدهایی برای چهار پایان بزرگ و کوچک تعیین شده است.

در کتاب مهم پهلوی، یعنی دینکرد، چهار فصل مستقل به پزشکی،پزشک، بیماری و درمان اختصاص دارد. در دینکرد به چهار نوع پزشکی اشاره شده است. در دینکرد به جای سه روش درمان، از پنج روش درمان، یاد شده است:دعا، آتش، گیاه، ترشی، کارد.

شرایط یک پزشک کامل در ایران باستان این طور نقل شده است:باید ارابه شخصی و دستیار داشته باشد و باید مهربان باشد و حسود نباشد. آرام سخن بگوید و هیچ گونه غروری نداشته باشد. دشمن بیماری ولی دوست بیمار باشد.حجت و حیا را رعایت کند و به دور از جنایت، آسیب رسانی و زورگویی باشد.شتابان به کار بپردازد، یار بیوه زنان باشد.رفتاری نجیبانه داشته باشد. پاسدار شهرت خوب باشد. به خاطر سود کار نکند، بلکه پاداشی معنوی را در نظر داشته باشد. در دادن گیاهان درمان بخش مهارت نشان دهد تا جسم را از بیماری برهاند و فساد و ناپاکی را دور کند. آرامش بیشتری ببخشد و لذایذ حیات را افزون سازد.